أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
323
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
و به هريك از اين چهار نفر يك طرف از جهات اربعهء دنيا را حوالت نموده بود و چون اسقينوس از جملهء رفقاى خود از به دو اورع بود لهذا او را به اسم خليفة الخلفا مسمّى داشته بود . [ در ] اثنائى كه حضرت ادريس به آسمان صعود نمود اسقينوس در مركز مأموريت خود كه بلاد يونان باشد اقامت داشت چون كيفيت را واقف شد مدّت متمادى به ناله و آه مشغول بود بالاخره براى اينكه مشار اليه شمايل شريفهء آن حضرت را فراموش ننمايد دو قطعه صورت مجسم ادريس را كه يكى در بالاى كرسى نشسته و ديگرى حالت بلند شدن او به آسمان بود ساخته و در اثناى طاعت و عبادت نظر كردن به آن دو صورت را عادت خويش قرار داده بود . به لحاظ اينكه اسقينوس بدون شك و ريب مؤمن و موحّد بود مقصود او از تعظيم و احترام به اين دو صورت نه اين بوده است كه آيين بتپرستى را مجرى دارد بلكه مقصود او توقير و رعايت ادريس بود ، و ليكن افسوس كه در وفات او صاب بن ادريس و ساير حكماى ابله مقصود و اعتقاد او را درك و اذعان ننموده اين نيّت پا او را به بتپرستى حمل نمودند و پس از اندك مدّتى هريك از آنها براى خود صنمى ترتيب داده مخلوق را به ضلالت انداخته و پرستش اوثان نمودند . بعض مورّخين گفتهاند كه اختراع اصنام اوّلا در ميان اولاد قابيل و در زمان حكومت يرد بن مهلائيل بن قينان بن انوش بن شيث بن آدم - عليه السلام - واقع شده است . از نتايج تدقيقات كسانى كه اين روايت را نقل كردهاند معلوم مىشود كه حضرت آدم به شيث امر نموده بوده است تابوتى را كه حضرت ابو البشر در او گذاشته شده بود به اولاد قابيل نشان ندهد ، از اينرو اولاد قابيل از حضرت شيث رنجيده خاطر شده و بر ضدّ او حركت مىكردند و ازين امر نهايت تكدّر و اغبرار را داشتند . اين كيفيت مر شيبطان را براى اضلال مردم دستاويز شده به زعم خود هيكل ابو البشر را ساخته و به تابوتى گذاشته و به احفاد قابيل داده و گفت صورتى كه از شما دريغ و مضايقه كرده مىشود عين همين هيكل است . اولاد قابيل آن شكل مجسم را ديده مدتى